راهپيمايي در ارتفاع صفر
 
 
 
بسان رهنورداني كه در افسانه ها گويند
گرفته كوله بار را دره بر دوش
فشرده چوبدست خيزران در مشت
گهي پر گوي و گه خاموش
در آن مه گون فضاي خلوت انسانگي شان راه مي پويند
ما هم راه خود مي كنيم آغاز. . .
                                           اخوان ثالث
 
 
 
در اين برنامه يعني راهپيمايي به دور جزيره اي دور دست ، ميتوان شاهد يكي ديگر از زيبايهاي طبيعت بود. طبيعتي خاص در سواحل جزيره هرمز ، مسيري كه از يك سمت با امواج دريا و از سمت ديگر با صخره ها و  تپه هاي رنگي با اشكال گوناگون مزين شده است .
 
 
مكاني كاملا" متفاوت با كوهستان و آنچه در تصور داريد . مسير زيبايي كه جز با قدم گذاشتن در آنجا قابل توصيف نخواهد بود.
 
 
روز پنجشنبه ۱۶/۱۲/۱۳۸۶ باتفاق يك تيم ۵ نفره شامل خودم و آقايان محمد رضا صارمي ، عبدالحسين شاهي ، خسرو نزيه و روزبه وحيدي به قصد راهپيمايي دور جزيره هرمز عازم بندرعباس شديم .
 
 
فكر كنم براي رفتن به جزيره هرمز از دو ماه قبل برنامه ريزي كرده بوديم و دقيقا" از يك ماه پيش اقدام به تهيه بليط كرديم. شب اول ميزبان ما يك دوست تهراني  بنام آقاي سعيد باقريان بود كه از نبود همسرشان ، كه در تهران بودند استفاده كرديم و شب را در منزل ايشان گذرانيديم .
 
 
 صبح جمعه ۱۷/۱۲/۱۳۸۶ ساعت ۷:۳۰ از اسكله شهيد حقاني با كرايه كردن يك اتوبوس دريايي بصورت دربست به جزيره هرمز رفتيم.
 
 
  ما مسير ۱۸ كيلومتري بندرعباس تا جزيره را ۲۵ دقيقه اي طي كرديم . چون اسكله جزيره هرمز نزديك قلعه پرتغاليها بود در نتيجه در ابتدا بازديدي داشتيم از اين قلعه قديمي و ديدني ، با ديوارهاي بلند و توپهاي زنگ زده و با خاطره هاي فراوان درون خود
 
 
در رابطه با قلعه پرتغالی ها گزارشی تهیه کرده ام که بخاطر حجم زیاد عکسها مجبور هستم هفته آینده برایتان آن را بنمایش بگذارم.
 
 
 
زیارت امامزادگان خضر و الیاس
 
راهپیمایی ما ساعت ۸:۳۰ صبح از قلعه پرتغالی ها شروع شد . هوای صبح خنک و دل انگیز بود و با بادی که از سمت دریا می وزید بسیار لذتبخش بود.
 
 
ولی حدود ساعت ۱۰ تا ۱۴ دمای هوا به ۳۰ درجه سانتی گراد رسید و اشعه خورشید پوست را میسوزاند که البته داشتن کلاه ، عينك آفتابي ، چفيه و كرم ضد آفتاب اين مشكل را تا حدي حل ميكرد.
 
 
كوهها و تپه ها در كل مسير با اشكال مخروطي و آتشفشاني و در رنگهاي متنوع از جمله سرخ ، سفيد ، كرم ، سبز ، نارنجي ، زرد و . . . خودنمايي ميكنند.
 
  
 درضمن در كل برنامه چند راس آهو هم مشاهده كرديم كه در حال بازي بودند كه موفق شدم چندتا عكس ازشون بندازم. 
حدود ساعت ۱۴ نزديك به ۲۴ كيلومتر از راه را طي كرده بوديم كه با پيدا كردن مكاني مناسب كنار دريا مشغول استراحت و خوردن نهار شديم و دو تا از دوستان هم تني به آب زدند.
 
 
ما ساعت ۱۷ دوباره به شهر هرمز (اسكله) رسيديم. اجراي اين برنامه بصورتي ميباشد كه احتياج به كروكي نميباشد و فقط كافي است ساحل جزيره را نشان كرده و به حركت خود در كنار ساحل ادامه داده تا پس از طي ۲۸ كيلومتر ( محيط جزيره ) به نقطه اول برسيد و اين از مزيتهاي آن ميباشد كه ميتوان بدون نگراني از انتخاب مسير و گم شدن ، نهايت لذت از طبيعت را برد.
 
 
 يك بچه كوسه مرده ، كه آب  ، لاشه  آن را به ساحل آورده
 
 يك دور كامل جزيره بدون احتساب زمانهاي توقف و با در نظر گرفتن سرعت متوسط ، حدود ۴ كيلومتر در ساعت و كوله باري ۱۵ كيلوگرمي ، در حدود ۷ ساعت بطول انجاميد. 
 
 
 اين هم يك لاك پشت كه گويا مدتهاست عمرش به پايان رسيده .
ساعت ۱۴ روز شنبه ۱۸/۱۲/۱۳۸۶ ساعت برگشت ما به تهران بود. در ابتدا قصد داشتيم شب را در جزيره بمانيم ولي بخاطر اينكه امكان داشت روز شنبه هوا طوفاني باشد و ديگر هيچ قايقي بسمت بندرعباس حركت نكند لذا تصميم گرفتيم با يك قايق تندرو به بندرعباس برگرديم.
 
 
در بندرعباس بخاطر لباسهاي خاك آلود تصميم گرفتيم به ميزبان شب گذشته تماسي نداشته باشيم تا مزاحمتي براي ايشان نباشد . براي همين ، شب را در پارك ساحلي و توريستي الغدير ، با آلاچيق هاي زيبا به سبك معماري يزد سپري كرديم كه با هواي خنكي كه از سمت ساحل مي وزيد كلي هم حال كرديم.
   
 
 
نكته:
۱- حداقل آب مورد نياز براي هر نفر در طول اجراي راهپيمايي حدود ۳ ليتر ميباشد.
۲- استفاده از كفش سبك ومناسب راهپيمايي و لباس مناسب هواي گرم بسيار مهم است.
۳- استفاده از عينك آفتابي استاندارد ضروري است.